فاطمه کيا
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • فید وبلاگ
دوستان من
  • نگاه من
  • تا ملاقات خدا هیچ نمانده...‏
  • میم . ب . مهاجر
  • از جنس خدا
  • خوانده شده
  • غیر منتظره
  • جايي ميان ابرها


مرا به نام کوچکم صدا بزن
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود...
برهنگی
نویسنده: فاطمه کیا - سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠

چند روز پیش که این تابلو را توی ایستگاه مترو دیدم، دردم گرفت به واقع.

http://fatemehkia.persiangig.com/dove.jpg

فونت بزرگ توی روی یک خانوم دارد داد می‌زند که شهامت نشان دادن صورتت را بدون آرایش نداری.
اصلا تا حالا نداشتی و تجربه نکردی و ما الان داریم آن را به تو هدیه می‌دهیم!

درست در جایی که هر روز تعداد زیادی بانوی بی‌آرایه عبور می‌کنند.

بیشترین هجمه‌ی این تبلیغ مربوط به خط پایین آن است:‌ «هفت روز از داو استفاده کنید، بدون آرایش بیرون بروید»

یعنی کل جسارتِ حضورِ تو، برابر با قیمت یک قالب صابون داو. شاید مثلا دو هزار تومن.

این کوچک‌شمردن‌ها، زیر سایه‌ی «چیز» دیگری تعریف‌شدن‌ها کم مسبوق به سابقه نیست.

یک تبلیغ هم توی میدان هفت‌تیر بود، تبلیغ یک برند طلا.

جمله‌اش این بود: «با فلان طلا دیده شوید»

نیاز به توضیح دارد؟

نظرات ()



بوکه‌بازی
نویسنده: فاطمه کیا - چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠

http://fatemehkia.persiangig.com/ham.jpg

 

+ این اولین تجربه‌ی بوکه‌بازی‌م رو یه پشت‌بوم سرده.

نظرات ()



اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند..
نویسنده: فاطمه کیا - سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠

خواب دیدم که..
بهم می‌گویند: «فاطمه خیلی وقت نداری. سریع ساکتو جمع کن. میخوایم بریم مکه»

با چه هول و ولایی یک کیف کوچک پیدا کردم؛ هر چیزی که فکر می‌کردم لازم است می‌چپاندم توش.
جا کم می‌آمد. دوباره همه را می‌ریختم بیرون. از اول.
بین اجناس گزینش می‌کردم. یکی را در می‌آوردم، دوتای دیگر جا می‌دادم.

هی می‌شنیدم که «وقت نیست. بدو»

با یک کیف که زیپش بسته نمی‌شد از خواب پریدم.

....

چند ساعت بعد دوتا بلیت مشهد دستم بود توی خیابان انقلاب. یکی برای من، یکی برای همسر.

به دخترخاله‌م زهرا اس‌ام‌اس زدم. «اون کوله‌پشتی کوچیک طوسیه رو آخر هفته لازم نداری؟»

 http://kosaraneh.com/wp-content/Images/2011/08/negareh-026.jpg

 

...جان به قربان تو آقا که تو حج فقرایی..

نظرات ()



حسّ‌وحال
نویسنده: فاطمه کیا - شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠

یک زمانی بود که، مثلا دی‌ماه دوسال پیش، هر روز در اینجا چیز نوشته می‌شد. اما الان نه.
نه حوصله‌ی وبلاگ‌نویسی، نه وبلاگ‌خوانی، نه کامنت‌نوشتن، نه قرخوردن در فضای وبلاگستان و نه هیچ‌چیز دیگری در این مایه‌ها را ندارم.

کلا این سبک آدمی هستم. اینقدر پی یک چیز را می‌گیریم تا خسته‌ام کند؛ اینقدر موسیقی‌ای را که دوست دارم گوش می‌دهم تا ازش بدم بیاید. یا همین بلا را سر یک فیلم می‌آورم.
یک زمانی بود که آهنگ‌های سامی‌یوسف را وقتی‌که درس می‌خواندم، هدفونِ توی گوشم می‌خواند. الان حالم از آهنگ‌هایش به‌هم می‌خورد!

خلاصه..

۵‌اُمین سال تولد وبلاگم در حالی دارد می‌گذرد که هیچ مطلبی برای به‌روز کردنش ندارم. و این اتفاق را ناشی از همان دی‌ماه دوسال پیش می‌دانم. شاید. احتمالا گذرا باشد.

نظرات ()



درد‌ِ حسین
نویسنده: فاطمه کیا - دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

دلم روضه‌ای می‌خواهد که مرا غمگین کند.
اندوه بنشاند به دلم از حسین (ع).
دردم بگیرم از غمش.
حس کنم از دست‌دادنش را.
داغش را.
حسین (ع) بودنش را...

دلم داد و بی‌داد نمی‌خواهد.
سینه‌زنی‌هایِ آهنگ‌محور و ریتمیک نمی‌خواهد.

دلم می‌خواهد یک نفر بیاید برای ما از حسین (ع) بگوید..
از دردِ حسین (ع)..

 

ای‌بابا...خواسته‌ی ناحقی نیست که..

 

 

+ «حسین»‌م

 

نظرات ()



..
نویسنده: فاطمه کیا - پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

ماه رمضان؛ دنبالِ وقتِ دقیقِ اذانِ صبح برای خوردن بیشتر.

ماه‌های دیگر؛ دنبالِ وقتِ دقیقِ طلوعِ آفتاب برای خوابیدن بیشتر.

 

قصه‌ی غم انگیزی‌ست!

نظرات ()



جان فدای حرمت یار خراسانی من..
نویسنده: فاطمه کیا - چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠

وقتی نزدیک مشهد شدیم، باند فرودگاه را زیر هواپیما دیدم.
اما هواپیما هیچ خیال پایین آمدن نداشت!
کم کم که جلوتر رفت، طلایی حرم آقا دیده شد.
از حرم که گذشت،
شروع کرد به دور زدن.
و دوباره برگشت سر جای قبلی، همان ابتدای باند و نشست.

...

من هرچه میگویم ما را دور سر آقا چرخاند خلبان، اینها میگویند «نه! خیال کردی! نمیشه که همینجوری تو هوا بمونه، شاید منتظر بوده کسی بره کسی بیاد..»

...

کاری ندارم اینها چه میگویند، من اما دور سر آقام گشتم..

 

http://fatemehkia.persiangig.com/1/P8010068.jpg

مشهد - دهم مرداد نود

عنوان شعری از مجتبی نظام آبادی

نظرات ()



بسم الله الرحمن الرحیم..‏
نویسنده: فاطمه کیا - یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠

پناه می‌برم به رمضان

از شرِ
شیطانِ
رانده شده..‏

نظرات ()



تپش های دل حیدر کرار
نویسنده: فاطمه کیا - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠

به فاصله‌ی یک روز خود را به برادر رساند

عباس علیه السلام..

نظرات ()



خدا ولیمه به اهل جهان دهد..
نویسنده: فاطمه کیا - دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠

 

امشب به دامن زهرا (س)

قرآنِ دیگر است..

 

 

+ مهدیه امام حسن علیه السلام

نظرات ()



والعصر..
نویسنده: فاطمه کیا - یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠

خدا
چیزی که زیاد داره، آدمه

آدم
چیزی که کم داره، خداس

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »