روزه میگیریم، و برای ما تنها فرقش با روزهای ماه های دیگر در همین روزه گرفتنش است. خیلی به خودمان فشار بیاوریم نمازمان را اول وقتی می کنیم و لاغیر.

می خوریم، تا می توانیم افطار و سحر می خوریم که احساس گرسنگی را به حداقل برسانیم. و بیشتر هم می خوابیم که همان حس را در روز کمتر داشته باشیم.

ضایع می کنیم در این ماه خودمان را، فرصت داده شده بهمان را، روزهایمان را، شب هایمان را، سحرهایمان را و کلا همه چیزمان را.

ارزو می کنیم تا رمضان بعد بهتر از اینی باشیم که هستیم. کار هر سالمان است اما نمی شود.

نا امید نمی شویم و منتظریم رمضان بعدی بیاید تا درست شویم. تا خوب شویم.

اما پنج حرف رمضان بعدیمان هم به همین شکل کامل می شود.

 

خدایا یادمان بده «حول حالنا...» را نه لحظه تحویل سال که قبل از آمدن رمضان بخوانیم...

خدایا عنایتی، لطفی، کـَرَمی، چیزی...