دیشب با خودم گفتم نکند حرف هایم به خدا نرسد...نکند گوش خدا برای شنیدن حرف هایم سنگین شده باشد...نکند...

***
امشب هر چقدر که اس ام اس می فرستادم، نمی رفت.
می نوشت: sending failed ...
اما به دست مخاطبم می رسید و جوابم را می داد. بدون اینکه report ی برای من بیاید...

***
حرف هایم همه به خدا رسیده...حتی وقتی برایم بنویسد sending failed ...حتی وقتی report ی نگیریم...دارد جوابم را برایم می نویسد...کمی طول می کشد...


آمده ام به دور خانه ات طواف کنم
شـب و روز بـمانـم و اعـتکـاف کنم
بگیر دست های یخ زده ام را خدا
بُـگـذار بـمـانـم و اعـتــراف کـنـم
آمده ام با شهـامـت صدایـت زنم
آمده ام باخودم حساب صاف کنم

اولیش بود...شب قدر اول رسید...سریع نوشتم یادم نرود...همان جا...روبروی درخت در ایوان...کسی جایم را نگرفته بود...