مادرم فارغ شد... در چه روز خوبی...حوالی روزها و شب های قدر...


چه لطیف است حس شروعی دوباره و چه زیباست رسیدن مجدد به روز زیبای آغاز تنفس و چه اندازه شیرین است امروز...

روز تولد حس خوبی به آدم می دهد. احساس میکنی که همه چیز این دنیا امروز برای توست. اصلا انگار که امروز را به اسم تو زده اند. ای کاش روز تولد بیشتر از ٢۴ ساعت بود...

 

+ قرآن قدیمی بابام را خیلی وقت بود باز نکرده بودم. صفحه سوره ی یاسینش یادگاری خوبی دارد. یادگاری ای برای هر سه تای ما...

 

+ متاسفانه به دلیل کمبود امکانات (!) عکسی از نوزادی تا شش ماهگی ام ندارم. این دوتا جز اولین ها هستند...
البته این یکی هم هست، که بعید می دانم کسی مثلش را داشته باشد...

 


پ.ن١: مبارکم باشد!

پ.ن٢: من ِ خودشیفته الان که دارم این ها را می نویسم، تولدت مبارک محمد نوری را دانلود کردم و دارم گوش می دهم و همان حسی را که ازش حرف زدم دارم...!

پ.ن٣: و از آنجایی که ارادت خاصی به شهریوری ها و چه بسا به ٢٣ ای هایش دارم باید بگم که تولد
زینب و البته سوگند هم ٢٣ شهریور است. مبارکتان باشد.

پ.ن۴: دوستان زیاد شدند، نمی شود اسم برد. ممنونم از همه تان. خیلی خوشحالم کردید رفقا...