من می گویم امتحانم را بد دادم، دوستم هم می گوید که امتحانش را بد داده است و سر تکان می دهد.

من با یک سوم نمره می افتم و دوستم ١٧.۵ می شود!

"بد" و "بد" را هم می توانیم نوعی جناس تام به حساب بیاوریم که معنایش زمین تا آسمان باهم فرق می کند.

 

چقدر اختلاف هست بین حرف آدمها و "بد" ها ...

 

پ.ن: ساعت ٨ صبح است، نشسته ام جلوی بخاری و دارم بستنی می خورم. خیره به رنگ نارنجی اش، یک دستم به بستنی، یک دستم روی بخاری در حال گرم شدن.

مادرم می گوید دیوانگی شاخ و دم ندارد، مشغول باش ...