پشت و رو

ایستاده ام روبرویش جلوی تلویزیون و دارم با تمام ذوق و شوقم برایش ویولن می زنم. همان آهنگی را که دوست دارد. دو سه جایی ریپ می زنم اما در کل خوب بود مثل همیشه! با چشمانی بی حالت و آویزان نگاهم می کند و می گوید برو کنار ببینم اخبار چی می گه!

خنده ی تلخی نثارش می کنم. تمام احساسات من مچاله می شود می افتد روی فرش. بعد بهش می گویم از آن حیوان باوفا کمترم اگر یک بار دیگر برایت از این هنرها به خرج دهم.
اما دوباره آهنگ جدید بعدی را اولین بار برای «او» می زنم...!

...

به دست هایم نگاه می کنم. به این فکر می کنم که روی دست دقیقا کجاست و پشت دست کجا.

به این نتیجه رسیدم که روی دست همان طرفیست که ناخن دارد. در حالت عادی همین طرف دست را می بینیم و اگر بخواهیم طرف دیگر را ببینیم باید برش گردانیم. پس روی دست همین ور است!

اما وقتی کسی را تهدید می کنیم که با پشت دست می زنم تو دهنت! منظور همان طرفی ست که ناخن دارد، همان طرف تیره تر. پس این طرف پشت دست است.

مرحله ی بعد از تشخیص دست راست و چپ به نظرم تمیز دادن همین موضوع است که پشت دست کدام است و روی دست کدام؟ مرا از این بحران فلسفی بیرون بیاورید. پشت دست کدام است و روی دست کدام؟!

 

...

 و سالها سازندگان ساندیس نوشتند که از «اینجا» باز کنید اما مردم از «آنجا» باز کردند...

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خوانده شده

در مورد ساندیس کارخونه باید بنویسه هرکس از هرجا که دوست دارد باز کند! این از همه بهتره. دیگه اینکه خدا لعنت کنه اونی که برای اولین بار گفت همچین با پشت دست می زنم ... اون بود که شما رو به گمراهی کشوند! وگرنه نتیجه ی عقلیتون درسته!

امیر حسین مجیری

سلام. جالب و خوب بود. گر چه پراکنده بود. نکته: البته این خوب است که شما به همه پاسخ می دهید و از الان پاسخگویید و اگر در آینده مسئول مملکتی شدید هم ان شا الله به این کار ادامه خواهید داد. اما... به قول شل سیلور استاین نباید بعد از نوشتن کتاب دنبال خواننده ها رفت و به آنها گفت فلان جای کتاب من این معنی را می دهد. چون در آن صورت دیگر کتاب نوشتن چه مفهومی دارد؟ در نتیجه به نظرم پاسخ گویی به نظراتی که در مورد متون ادبی تان نوشته می شود ضرورتی ندارد. (نکته در نکته: البته منظورم این نیست که مطالب دیگرتان بی ادبی هستند! منظورم از متون ادبی متونی است که بیشتر به ادبیات مربوط می شود.)

روح سرگردان

خیای فرشته بیگناه شعرمو اذییت کردند ناشاعرها[گریه]

م.ت

فاطمه کیای عزیز ممنونم به خاطر نظری که گذاشتی و از آن بیشتر ممنونم به خاطر وقتی که گذاشتی. بعید می دانم این بحران فلسفی " پشت" و "رو" و "اینجا" و "آنجا" به این راحتی ها حل شود. اصلا می دانی بعضی چیزها ذاتا نسبی است! احتمالا باید بهش نسبی نگاه کنی!!

شبح

گفتم اینجا 13 نباشد بهتر است! چهارده به نیت چهارده معصوم! (تعداد کامنت ها)

غیر منتظره

به نظر من روی دست و پشت دست یکیه، توی دست هم همون طرفیه که "بیا فالت بگم"!

م.رجبی

پشت دست همون جایی است که با آن به صورت پشت دستی به صورت کسی می زنیم. قسمت ناخن دار دست. آن جا که مو دارد (هرچند کم). ساندیس را هم از آن جا باز می کنیم تا جالب تر شود. ضمنا، ساندیس برابر است با طلح و موز و زنگ و از این حرفا که جدی نگیرید. ویولون هم خیلی خوب است، هرچند آلات لهو و لعب است. (البته من نفهمیدم این لعب به معنی بازی یعنی چی؟ لهوش تا حدودی درست لعبش چیست؟)

سرو

از لحاظ آناتومیک پشت دست ناخن دارد و روی دست سفیدتره و خطوط عمرو اقبال و اینا را دارد!

اضحی

اگه اون مادرتون که خیلیم سختگیره تو بچگیاتون یه دفعه محض رضای خداهم که شده پشت دستتونو داغ میکرد با قاشق داغ، میفهمیدی..............