دل خوش چه بی‌جا کرده ای..

امشب چه غوغا کرده ای، طوفان چه بر پا کرده ای
در سرزمین سینه ام دل را چو دریا کرده ای

گاهی به مدّم می کِشی، گاهی به جذرم می کُشی
ای ماه پُر افسون مرا پایین و بالا کرده ای

تا کی به ساحل سر زنم؟ امواج را بر در زنم
تا کی بجویم من تو را، لنگر کجا وا کرده ای؟

پا در رکاب موج بَر، با خود مرا تا اوج بَر
آی و وفا کن در کنار، عهدی که با ما کرده ای

کی در هوا فانی شوم؟ کی ابر بارانی شوم؟
بر من بتاب ای ماهتاب، کاتش به دلها کرده ای

آی و تنی در آب زن، چرخی در این گرداب زن
آیا به عمرت اینچنین موجی تماشا کرده ای؟

تو سینه ام را می‌دری، تا کی نمایی دلبری؟
گویا میان یک صدف، گوهر تو پیدا کرده ای

پر شور گردیده دلم، با آن که نزد ساحلم
می میرم از تشنه لبی، از ما چه پروا کرده ای

بردی ببر این ابرو، در هم مکش آن چشم و رو
از آبروی من عجب ابری مهیا کرده ای

شد رعد و برق این ابر من، یعنی سر آمد صبر من
باران که می بارد بیا، دل را تو رسوا کرده ای

دیگر چه سود از گفتگو، رو گل ندارد پشت و رو
با ما مگر تا پیش از این بهتر از این تا کرده ای؟

 

دریای من آرام گیر، از عکس رویش کام گیر
مه در بغل کی آیدت؟ دل خوش چه بی‌جا کرده ای

دل خوش چه بی‌جا کرده ای...

حجة الاسلام پناهیان

 

مربوط نوشت: حرفی نیست فقط اینکه بروید به اینجا و دانلود کنید همه‌اش را، همه‌اش را..
همین.

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
لیلا

سلام چه طوری تو ؟ خیلی وقته ازت بیخبرم مارو نمیبینی خوش میگذره؟ اون بار که قسمت نشد ولی دلم میخواد ببینمت دلم برات تنگیده [ناراحت] [لبخند][گل]

حوا

قشنگ بود.چقدر بده یه شعر شاعرش رو گم کنه!

جایی میان ابرها

لعنت به این سرعت اینترنت. لعنت!

میم . ب . مهاجر

شاعر: حجت الاسلام پناهیان

میم . ب . مهاجر

منم همین جوریم. شعرای خودم یادم نمی مونه![زبان]

خوانده شده

دریای من آرام گیر، از عکس رویش کام گیر مه در بغل کی آیدت؟ دل خوش چه بی‌جا کرده ای