خواب دیدم دشتی از یاس است و من..


فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی..
کفش هایت را بــِکـَن، که همانا تو در سرزمین مقدس «طُوی» هستی..


فکه   ٨٨/١١/٢٧

فکه مثل هیچ جا نیست...
فکه مثل هیچ جا نیست! نه شلمچه، نه ماووت، نه سومار، نه مهران، نه طلائیه، نه...
فکه فقط فکه است! با قتلگاه و کانال هایش، با تپه ماهور و دشت هایش
فکه قربانگاه اسماعیل هاست به درگاه خدای مکه
فکه را سینه ای ست به وسعت میدان های مین گسترده برخاک
فکه را دلی است به پهنای سیم های خاردار خفته در دشت
فکه روحی دارد به لطافت ابرهای گریان در شب والفجر یک
فکه چشمانی دارد به وسعت دیده بان خفته در خون
فکه خفته بر زیر گامهایی ست که رفتند و باز نیامدند...
شهید سید مرتضی آوینی

 

دلم ویران شد برای غربت و مظلومیت و تنهایی شهدای فکه در آن دشت برهوت..

قتلگاه شهدای فکه، قتلگاه دل من شد..

در کجا بودیم وقتی جنگ بود
عرصه بر شیران عالم تنگ بود

تو بودی و رفتی و دادی هرچه داشتی
خون تو همه ی داشته های تو بود
حالا من
اینجا
فقط می توانم نگاه کنم و دل بدهم

که دادم...

از من قبول می کنی؟

 

http://usera.imagecave.com/fatemehkia/talaeie1.JPG

طلائیه   ٨٨/١١/٢۶

باور کن که هنوز دلم نیامده پاک کنم خاکش را از روی چادرم
باور کن که خاک طلائیه، طلا بود، طلای ناب بود
گران شده چادر مشکی من..
باور کن

باور کن...


گفت
حالا که آمده ای
همین یک کلمه کافی ست..

آمده ای!

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهم نیست

با عرض سلام؛ خدا را شكر در سن 20 سالگي نسيبم شده رفتن به مناطق جنگي همراه راهيان نور؛نوشته هاي شما هم خيلي به من كمك ميكنه تا بتونم يه جورايي اونجاها رو حس كنم ولي،... خواندن كي بود مانند ديدن! إن شاءالله ميرم و مي بينم. التماس دعا

لیلا

منم هنو مانتومو نشستم!!!! ...فکر کن!!! ........من!!!!!!!![تعجب]

پریا

امیدوارم واقعاَ کافی باشه این آمدن....[نگران]

مسافر

یه دایی دیگمم تو فکه و عملیات فتح المبین...[ناراحت][گریه]

مسافر

در نهایت عاشقی "منیت" ها مرده اند و "ما" همیشه زنده ایم...

دل هامان همه ابری بود... جایی باران زو جایی رعد و برق... جمعی پرواز کردند و جمعی پروا ز پرواز... برای دل هایمان فاتحه بخوانیم...

مسافر

دل هامان همه ابری بود... جایی باران زو جایی رعد و برق... جمعی پرواز کردند و جمعی پروا ز پرواز... برای دل هایمان فاتحه بخوانیم...