آی می چسبه ولی

برای ماهایی که نه آنقدر کوچک هستیم که عیدی گرفتنمان حلال تر و گوارا تر از شیر مادر باشد
و نه آنقدر بزرگ که دیگر معاف باشیم از گرفتنش،

هیچ شغلی ناجور تر از این نیست که

«بری عید دیدنی، تا میتونی آجیل ماجیل و میوه شیرینی بخوری، یه ناهار یا یه شام هم بزنی،
بعدش از صابخونه پول هم بگیری و بیای بیرون» !

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آخرین برگ

بابا عیدی که سن نداره! تازه شم با بقیه پولای سال زمین تا آسمون فرق داره!بگیر و خجالت نکش[نیشخند]

مریم

عکسهایی که گرفتی واقعا قشنگ بود.. مخصوصا عکس از آرامگاه شهید گمنام زیر آب.. و جمله ی پریسا.. دست مریزاد فاطمه خانم.. عیدت مبارک.. سال خوبی داشته باشی.. پر بار و پر عکس

دانشجو

سلام همسنگر چهار دعاي برتر تحويل سال اول دعا براي ظهور آن بي مثال / دوم تمام ملت بي ضرر و بي ملال سوم رسيدن ما به قله هاي کمال / چهارم تمام جيب ها پر از پول، اما حلال ... فرا رسيدن بهار 89 مبارک . سالي پربركت و موفقيت را براي شما و خانواده محترمتان آرزومندم . موفق و پيروز باشيد . يا علي [گل][گل][گل]

مهتا.الف

آی می چسبه همه عیدی بگیرن اما تو جا بیفتی و بعد فکر کنند به تو هم عیدی دادن ... امروز تا ته دلم سوخت الان خواهرم 5هزار تومن بیشتر از من داره[گریه] سال نو مبارک

مهیار

سلام اینم یه جور زورگیریه دیگه به ما هم یه سر بزن[لبخند]

وحید

اول اینکه عید شما قبول! دوما اگه از گرفتن عیدیها عذاب وجدان گرفتین، یه شماره حساب بدم! بریزید به حساب من! قول میدم در کارهایه خداپسندانه! مثلا دوستامو یه نهار مهمون کنم یا یه گردشی چیزی برم اگه رقم درشتیم بود یه پراید هاچ بکی یا یه 206واسه خودم ردیف کنم!!!

رهگذر

من که کلاً با عیدی حال می کنم!!اصلاً وقتی بابام می گه فلان خونه رو نمی خواد بیاد عذا می گیرم که آخه چراااا؟؟؟؟ [شرمنده]اگه یه لحظه فکر کنی واسه عیدیه!!

لیلا

آی گفتی منم کلی عذاب وجدان دارم[ناراحت] هرچی هم بهشون میگم نمیخوام من دیگه بزرگشدم میگن چون بزرگ شدی از پارسال بیشتر میدیم بهت! [ناراحت][ناراحت]

موریتضیو

کدوم پول ؟ببخشید .... ما که ندیدیم.... ولی بخور بخور رو خوب اومدی ...اینقدر حال میده!!!!!!!!!! ما هفت تا برادریم ....حساب کن هفت برادر با بابا و مامان و چهار تا خواهر با دامادا و عروسا می رفتیم عید دیدنی .!!!!!!!! صاحب خونه بیچاره نفسش می گرفت ما رو میدیدد... اند خنده بود. فقط دو ساعت طول می کشید با ما احوال پرسی کنه... بعد از احوال پرسی می دید تو سفره هیچی نیست... موریتضیو این جا موریتضیو اونجا...موریتضیو همه جا....!!!!

موریتضیو

راستی به وبلاگم یه سری بزن (traficnet.persianblog.ir) خوشحال می شم آبجی..