خودتی

 

یک بعدازظهر شنبه ای

 

 حالا دیگر کارتان به جایی رسیده که کیف پولم را کش می روید، وقتی می دانید قرار است مهمانتان کنم؟! وقتی موقع حساب کردن، دست در کیفم بردم و کیف پولم را پیدا نکردم، احساسم را فهمیدید؟! وقتی با نگرانی گفتم :"بچه ها کیفم نیست" چقدر در دلتان به من خندیدید؟! دنبال کیفم می گشتم و پشت سرم کِرکِر می کردید؟! ضایعگی مرا دیدید و رفتید دست در گردن ستارخان انداختید و عکس گرفتید؟! تازه فهمیدم که چرا نگذاشتید وسط راه آبنبات قیچی بخرم، می خواستید زودتر متوجه نقشه های شومتان نشوم و موقع حساب کردن بگویید :"اینجوری می خواستی مهمون کنی؟ پول نداری چرا دعوتمون می کنی؟ نخواستیم بابا!" و من فقط خجالت بکشم ...

 من ساده را بگو که فکر کردم یا کیفم را دزدیدند یا اینکه گمش کردم.

 من را بگو که رفتم به ستاد گمشدگان حرم هم اطلاع دادم!

 چطور رویتان شد بعد از یک ساعت نگرانی من با خنده ای مرموز بگویید :"هه! کیفت دست ما بود"؟!

 حقتان بود که با تمام احساسم گفتم  :"خیلی بی ... ید"!

 

 اینقدر کنار گوشم اذان و اقامه و تکبیر گفتید تا مجبور شوم نمازم را بشکنم و از اول بخوانم.

 همان موقع نماز خواندنم بود که فکر پلید کیف قاپی به سرتان زد؟!

 باز خوب است کفشم را بر نداشتید که در به در دنبالش بگردم و تا خود خانه با جورابهای نو بیایم و آخرسر بگویید :"هه! کفشت دست ما بود"

.

.

.

 خیلی نامردید به جان خودم!

_________________________________________

 

چند نکته که باید تذکر داده شود.

1- لباس زیاد بپوشیم که مجبور نباشیم برای گرم شدن، بیخود و بی جهت در مغازۀ مردم بایستیم و بگوییم چه گرمه، اگر مجبور شدیم، خانم با شما هستم لطفا هوار نکش و جلوی صاحب مغازه نگو:" نرو تو، بیا بریم مترو سوار شیم گرمتره".

2- همۀ انگشترها را در می آوریم و بدون گوشی وارد هرجایی که خواستیم می شویم، تا مجبور نباشیم به سوالهای احمقانه جواب دهیم.

3- مطالعات علمی مان را بالا ببریم تا از دیدن یک "زیبا بین" ساده این همه ذوق مرگ نشویم و تا آستانۀ خراب کردنش نرویم.

4- خانم با شما هستم با هماهنگی قبلی با همسرت دنبالمان بیا. تا از سوار شدن به ماشینتان این همه آب نشوم. گوشت تنم ریخت به خدا!

5- با شما هستم خانم، تا این حد به من فشار نیاور. برای دیدن امام رضا خودم زحمت تا مشهد رفتن را می کشم!

6- جایی برویم که بستنی سنتی اش محض رضای خدا یک کم زعفران داشته باشد، بی مزگی اش هنوز زیر زبانم است.

7- لطف کنید اگر حس دیگر آزاریتان عود کرد گوشی ام را کف بروید. بدون گوشی می شود تا خانه آمد اما بدون کیف پول نه.

8- لطف کنید یک کدامتان دائم ساعت را یادآوری کند که من 9 شب خانه نرسم و در جواب برادرم نگویم :"هرکجا که بودم، به توچه"! یک دفعه اهل خانه چیزی نمی گویند، دودفعه چیزی نمی گویند، ده دفعه چیزی نمی گویند، دفعه یازدهم بی زحمت رختخواب مهمانتان را از کمد دیواری بیرون بیاورید، من می آیم آن وری.

 

راستی ...

- نشد بستنی دستگاهی کاکائویی بخوریم، حیف.

- نشد برویم آن لباس های "شیک" شب را از نزدیک ببینیم، حیف.

- نشد آن پولها را بشمریم، حیف. به گمانم بیشتر از ده هزار تومان بود!

- نشد بزن بزن آن طرف خیابان را تمام و کمال ببینیم، حیف. دعوایی که در آن شخص جداکننده با طرفین دعوایش شده بود!

- شب شده بود و وقت تمام، حیف!

 

راستی ...!

چقدر چادر سفید گل من گلی به تو می آید. خصوصا اینکه گلهای نارنجی و سبز داشته باشد و دائم گوشه اش در دهنت باشد یا بزنی اش زیر بغلت!

توهم برخلاف آنچه می بینیم خیلی "ش.ذ" ای ها، هیچ می دانستی؟!

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هياهو

هنوز هم ميگم كاش نميداديم تا گريه ميكرديم ولي حيف نفر سوم خيلي خيلي دل رحم بود

محمود فاطمه

فقط میتونم بگم خیلی ممنون !!!!!!!!!!!!!!!! حیف که دلمون نیومد اشکهاتو ببینیم !!!!![عصبانی]

م. رجبی

خب تا اینجا دو تاسیلی طلب داری، یکی به اون اولی، یه به اون سه تای دومی!![شوخی] بعدم من با نظر ابوالفضل مخالفم، چون اگه چیزی آورده بود حتی همون آبکش) الآن یه چیزی از عقل و شعور داشت که از اوامر امر(!) بر میاد که همونم رو نیاورده.[چشمک]

هياهو

اولا آقاي م . رجبي ما با خود فاطمه ميشديم سه تا در ضمن فاطمه خيلي مظلوم ميزني ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فاطمه کیا

به نیما : با عرض معذرت قصدم از به کار بردن این الفاظ نشان دادن اوج عصبانیتم بود. امیدوارم درک کرده باشید، شنیدن حرفهای منظوردار آدمی مثل این پسر چقدر عصبی کننده است ... ________________________________________________________________ هیاهو عزیز هرکسی جای من بود همین طور میشد. بی طرفدار وسط یک نقشه که بیفتی حتما تو هم مظلوم میشوی، شک نکن!

parvaz

دل من از دل شما پر تره یه پست خواهم گذاشت خوش گذشته ولی شوخیه جالبی بود شاید استفاده کردم ازش راستی عید مبارک

پسر پیام نوری

سلام نوشتن ات خیلی بهتر شده فقط اگر یکم دیگه تو این پست پیش می رفتی ممکن بود کارت به فیلتر بکشه !!! راستی رفتید زیارت ما را هم دعا کن بخدا محتاجیم به دعا !!! از این به بعد هم یادت باشه پولهات را تو جورابت بزاری نه تو کیف !!![قهقهه]

لی لا

عالی بود عالی... ای ول چق چق چق... این صدای دست زدنهای منه! ولی خیلی خوب بود حرف دل تمام با بچه هایی بود که روسری شون اونور تر از پیشونیشون رو نشون نمی د..[دست][دست][دست]

پریزاد

خیلی قشنگ نوشته بودی فاطمه جان.گاهی وقتها نگاه خیره بعضی پسرها تا ته وجود را می سوزاند.