..و ای وای رباب

تیر که به هدف نشست

دیگر نشانی از گلو نبود..

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
عاطفه سادات

ع حرف اول عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز میشود................

میم . ب . مهاجر

وای رباب ...

یک بنده خدا

علي اصغر (ع) سند مظلوميت حسين (ع).... التماس دعا. [گل]...

ح

هر دم به گوش مي رسد آواي زنگ قافله ، اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله ...

دیوونه غربتی!

آمدم گریه کنم ..... هول شدم! خندیدم آ آ آ آ آ آ ه ه ه ه ه اگر قبول کنیم که قافله ی حسین علیه السلام ( شما بخوانید کاروان اسرا) در گذر تاریخ د رراه است ... پس ... عذر بنده در نوشتن پیام برای این مطلب رو هم خواهید پذیرفت ... دل که شکست ... دیگه زمان و مکان نمی شناسه ... نه نشانی از گلو بود و نه راهی برای برگشت پدر به خیمه ها ... تو این ایام ... تو کاروانه اسرا از بس به خودش لطمه زد ... از بس زد تو صورتش ... دست هاشو بستند رباب و می گم بیچاره رباب بیچاره رباب ...