نمکدان ِ خالی از نمک، آستین ِ پُر از جواب!

دو تا نمکدان تقریبا (نزدیک به کامل!) خالی سر سفره بود.
یکی را تا نزدیک چشمم بالا آوردم و به مادر گفتم: «مامان این تو فرهنگ و ادبیات شما دقیقا چه معنی ای میده؟!»

با خونسردی ِ تمام گفت: «وقتی می تونه خالی باشه، چرا پُر باشه؟؟»

+ برای اولین بار احساس کردم که به شدت کلمه کم آورده ام برای پاسخ دادن..! و این شکلی شدم: نیشخند

 

پی نوشت١: قانع می شویــــم!

پی نوشت٢: بالاخره پرشین بلاگ ساعت سیستمش را یک ساعت کشید جلو. ای کاش زودتر به رویش می آوردم. :ی

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل نرگس

چه مامان با حالی [قلب] احتمالن منظورشون این بوده که ناراحتی پاشو خودت پرش کن [نیشخند]

اضحی

اولا: خودتون چیکاره اید که از مادر جونتون توقع دارید نمکدونا رو پر کنن. دوما: همیشه و همه جا و در مقابل همه کس که نباید جواب بذیذ و روشو کم کنید. یه یجاهایی و یه وقتایی هم باید بخورید. سوما: اصلا خجالت نکش و ناراحت نباش. کی گفته زشت شدی. اتفاقا. اتفاقا خیلی خیلی هم خوشگل شدی و خیلی هم بهت میاد.

میم . ب . مهاجر

این فرهنگ و ادبیات مادر محترم قابل تقدیر است. به خصوص در قبال فرزاندن این مرز و بوم.

سادات

ای ول مامان . اصولا نمک زیاد خوب نیست زیادیشم حال بهم زن میشه[شوخی]

سادات

راستی دلمم براتون تنگ شده دوباره[قلب] پاشیم دوباره بریم یونی بریزیم تو دفتر

سادات

[لبخند]

نون اوّل نامه..

کم آوردی؟ کم آوردی؟ مامانا کلاً واسه هر فرزند ضایغ کنی ای جواب دارن؛ و برای فعل عکسش البته

At

[لبخند][گل]