یا علی گفتن به زیر دست و پا..

دریای دشمن را به خاک و خون کشیدم
خود لافتی الا علی از حق شنیدم

با این همه وقتی که زهرایم زمین خورد
جان دادن خود را به چشم خود بدیدم

یا فاطمه شرمنده ام از اینکه آن شب
با دست خود خشت لحد بهر تو چیدم...

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
محمدرضا مهاجر

بسم الله سلام و عرض ادب خیلی ارزش مند است که سرکار عالی درباره ی غم و غربت ائمه هدا و علی الخصوص مادر ائمه می نگارید. لکن مستحضر باشید عمده ی این حرف ها در سخت ترین جلسات روضه نیز به زبان خیلی ها نمی آید. در ضمن ما دستور اکید داریم که در ذکر مصائب اهل بیت ،حرمت این بزرگ واران حفظ شود.

حمیدستان ..

آخی ..

حمیدستان ..

شبی غریب / کفن کرد شاعری غزلش را ..

مسافر

...علی شبانه یاس می کارد! شبانه داغ دلش را به خاک می گوید... فردا از سمت خانه همسایه بوی نان می آید... دوباره جای خالی مادر به خانه می پیچد... کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟