همین امروز بهار جان می گیرد در چشمان خسته ی تو

راننده با سرعت دارد می رود و پنجره اش باز است و همراه باد، شوره یا پوسته ی سرش وقتی که دست می کند لای موهای بلندش و ظاهرا هم این کار تیک عصبی اوست، از سمت چپ می آید عقب، و می نشیند روی صورت من که پشت صندلی اش نشسته ام. اینقدر بی حالم که نا ندارم صورتم را بگیرم آن طرف تر یا حداقل این ها را از روی صورتم پاک کنم.

پسر جوان که راننده است مداحی گذاشته. برای سلامتی اش دعا می کنم که حداقل «هستی هستی هستی بلا ملا واسه تو می خرم طلا ملا» را نگذاشته است که این همه راه از فلکه پنجم فردیس تا متروی کرج ما را مستفیض کند.

آقایی که این بغل دست من نشسته هیچ اهل مراعات نیست و بس که خودم را جمع کرده ام پاهایم درد گرفته. مسیر طولانی است و او اصلا این چیزها را نمی فهمد.

دست چپ من که پنجره ای کثیف است اما کاری به کار من ندارد. تنها کاری که می کند نور غروب خورشید را مستقیم می رساند به صورتم. طوری که مژه هایم را طلایی می بینم. سرم را تکیه می دهم به شیشه و دعا می کنم که راننده دیگر دست لای موهایش نکند.

می رسم زیر پل مترو و بعد از مرسی همین جا پیاده میشم جلدی می روم به سمت ایستگاه. تا پا می گذارم روی سکو، قطار گازش را می گیرد و می رود و آه من و پانزده دقیقه با بار و بندیلم می نشینم روی صندلی های زرد ایستگاه خالی و دائم سرک می کشم که قطار بعدی کی می آید...

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

[گل] هم میهن به روز شد!

میم . ب . مهاجر

می رسم زیر پل مترو و بعد از مرسی همین جا پیاده میشم ...[قهقهه]

میم . ب . مهاجر

سیمرغ بلورین هزارمین نظر خصوصی در وبلاگ میم . ب . مهاجر تعلق می گیرد به آب جیکیا [دست]

مسافر

...خیلی گشته بودیم نه پلاکی، نه کارتی،چیزی همراهش نبود. چیزی شبیه دکمه تو جیبش نظرم رو جلب کرد، خوب که دقت کردم، دیدم نگین عقیقه و جمله ای روش حک شده! خاک و گلش رو که پاک کردم دیگه لازم نبود دنبال پلاکش بگردیم، روش نوشته بود: "بخ یاد شهدای گمنام"... ای دل تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟... بازم یاد شهداست... این همه سال... خانواده هاشون الآن هستن یا...

حسن

خوب توصیف کرده بودی. اما یه سری مشکلات جزئی داره. مثلا توی پاراگراف چهارم، یا «که» یا «اما» یکیشون اضافه س. من با حذف اما موافق ترم.

پریزاد

چه قدر بهت سخت گذشته دختررررررر

صادق

سلام به جای مرسی باید می گفتین تشکر

گل نرگس

طی مسیر با اعمال شاقه در ضمن زین بس به جای کلمه ی مجعول و بی محتوا و خارجکی و بی نمک و ....مرسی می گوییم :متشکرم یا سباس گذارم البته منظورم از ب ب نبود بلکه ب بود ولی چون کی برد من ب نداشت مجبور شدم ب تایب کنم [شرمنده]

گل نرگس

اوه اوه سباسگزار درسته شدم نوزده [خرخون]